محمود سامانى
67
مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )
بيشتر مردمى كه با امام رضا ( ع ) بيعت كردند ، از فرماندهان و توده مردم و كسانى بودند كه رغبتى به اين امر نداشتند و مىگفتند اين امر به تدبير فضل بن سهل ذوالرّياستين انجام گرفته است . اين سخن به گوش مأمون رسيد . نيمه شب در پى من فرستاد و چون به حضور او رسيدم ، گفت : اى ريّان ، شنيدهام مردم مىگويند بيعت با امام رضا به تدبير فضل بن سهل ذوالرياستين بوده است . گفتم : اى اميرالمؤمنين ، چنين مىگويند . گفت : اى ريّان ، واى بر تو ، آيا كسى مىتواند اين گستاخى را بكند كه نزد خليفهاى كه رعيّت ، مطيع و همگى سران و فرماندهان فرمانبردار اويند و خلافت در اختيار اوست ، برود و بگويد خلافت را رها كن و به ديگرى واگذار ؟ آيا خرد اين را مىپذيرد ؟ گفتم : نه ! به خدا سوگند اى اميرالمؤمنين ، كسى چنين گستاخى را ندارد . مأمون گفت : نه ! به خدا سوگند ، چنين نيست كه مردم مىگويند ، و ليكن من تو را از سبب اين اقدام آگاه مىكنم . سپس بيان كرد كه انگيزه او پيمانى بوده كه با خدا داشته است كه اگر بر برادر مخلوعش پيروز شود و خلافت به او برسد ، آن را در جايى كه خداوند خواسته است ، قرار دهد . « 1 » در اين گزارش ، مأمون تأكيد مىكند كه اقدام ولايتعهدى امام رضا ( ع ) ، تدبير خود او بوده و آن تصميم را در شرايط و موقعيتى خاص و بحرانى گرفته است . « 2 » همچنين هنگامى كه رفتار امام رضا ( ع ) را با فضل و نظر ايشان را درباره او بررسى كنيم ، مىبينيم امام رضا ( ع ) ، مأمون را بيم مىدهد از اينكه زمام امور حكومت را به دست فضل بسپارد . به اين صورت ، ناگزيريم رأى كسانى را ترجيح دهيم كه انديشه ولايتعهدى حضرت رضا ( ع ) را از افكار و تدبيرهاى سياسى مأمون مىدانند . بىگمان ، فضل از كسانى نبود كه موقعيت امام رضا ( ع ) و قوّت نفوذ او را نزد مأمون
--> ( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 151 . ( 2 ) . ر . ك : الاخبار الطوال ، صص 443 - 445 ؛ بحار الانوار ، ج 12 ، ص 126 .